
سیستم مخفی تهاتر ایران و چین: صادرات نفت بدون ارز در ازای ساخت زیرساختها و دور زدن تحریمهای آمریکا
تاریخ انتشار: 1404/9/6
0 نظر
زمان مطالعه: 10 دقیقه
178 بازدید
نویسنده: تیم تولید محتوا ملک آرا
سیستم مخفی تهاتر ایران و چین: صادرات نفت بدون ارز در ازای ساخت زیرساختها و دور زدن تحریمهای آمریکا
۱. مقدمه
در دنیای تحریمهای اقتصادی، جایی که ایالات متحده با ابزارهای مالی خود جریان تجارت جهانی را مختل میکند، سیستمهای تهاتر مخفی به عنوان راهحلهای خلاقانه برای کشورهای تحت فشار ظاهر شدهاند. ایران، با ذخایر عظیم نفتی اما محدود به دلیل تحریمهای آمریکا از سال ۲۰۱۸، به چین روی آورده تا بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خود را بدون استفاده از ارز خارجی مدیریت کند. این سیستم، که به عنوان "barter oil-for-infrastructure" شناخته میشود، مبادله مستقیم نفت خام در مقابل پروژههای ساخت زیرساختهای چینی را امکانپذیر میسازد و از اکتبر ۲۰۲۵، با افشاگریهای رسانههای غربی مانند WSJ، توجه جهانی را جلب کرده است.
طبق گزارشها، چین در سال ۲۰۲۵ به طور متوسط ۱.۴۳ میلیون بشکه نفت در روز از ایران وارد کرده، که معادل ۲۵ درصد از کل واردات انرژی پکن است. در مقابل، تعهدات مالی چین برای ساخت راهآهن، بنادر و نیروگاهها در ایران از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ بیش از ۲۵ میلیارد دلار بوده و در ۲۰۲۵ به ۸.۴ میلیارد دلار اضافی رسیده. این مبادلات، بدون عبور از کانالهای بانکی غربی، از طریق شبکههای پنهان و شرکتهای دولتی چینی اجرا میشود.
سیستم تهاتر ایران-چین، که ریشه در توافق جامع ۲۵ ساله (۲۰۱۶) دارد، پاسخی به فشارهای تحریمی است که ایران را از بازارهای سنتی نفت محروم کرده. با این حال، افشاگریهای اخیر نشان میدهد که این سیستم فراتر از تجارت ساده، ابزاری ژئوپلیتیک برای تقویت محور شرقی است. تز اصلی این مقاله این است که این مکانیسم مخفی نه تنها اقتصاد ایران را نجات میدهد، بلکه نفوذ چین در خاورمیانه را تثبیت میکند، در حالی که چالشهای تحریمهای ثانویه بر شرکای چینی را به همراه دارد.
در شرایطی که قیمت نفت در ۲۰۲۵ به دلیل تنشهای خاورمیانه نوسان دارد، این تهاتر ثبات درآمدی برای تهران فراهم میکند. بدون نیاز به دلار یا یورو، ایران میتواند پروژههای توسعهای را پیش ببرد، در حالی که چین انرژی ارزان برای صنایع خود تأمین مینماید. در ادامه، به زمینه تاریخی، جزئیات مکانیسم و پیامدهای آن خواهیم پرداخت.
این سیستم در زمانی حساس اجرا میشود که ایران با تورم ۴۰ درصدی و کاهش درآمدهای ارزی روبرو است. تهاتر، که از دوران جنگ سرد الهام گرفته، اکنون با فناوریهای مدرن مانند بلاکچین ترکیب شده تا پنهانکاری را افزایش دهد.
۲. زمینه تاریخی و اقتصادی تهاتر ایران-چین
روابط تجاری ایران و چین ریشه در دهه ۱۹۷۰ دارد، اما تهاتر مدرن از توافق ۲۵ ساله (مارس ۲۰۱۶) آغاز شد که چارچوبی برای سرمایهگذاری ۶۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران فراهم کرد. با خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸ و اعمال تحریمهای حداکثری، ایران مجبور به احیای مکانیسمهای غیرارزی شد. از ۲۰۱۹، چین به بزرگترین شریک تجاری تهران تبدیل گردید و بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران (حدود ۱ میلیون بشکه در روز تا ۲۰۲۳) را جذب کرد.
در سال ۲۰۲۵، حجم مبادلات تهاتری به ۴۰ میلیارد دلار رسیده، که ۷۰ درصد آن مربوط به نفت است. گزارش FDD (۱۰ اکتبر ۲۰۲۵) نشان میدهد که چین از طریق "شبکه پنهان"، نفت را با تخفیف ۲۰-۳۰ درصدی خریداری میکند و در مقابل، پروژههای زیرساختی مانند راهآهن تهران-مشهد و بنادر چابهار را میسازد. این امر، اقتصاد ایران را از رکود نجات داد، جایی که درآمد نفتی بدون تهاتر تنها ۱۰ میلیارد دلار بود.
چالشهای اقتصادی ایران، از جمله تحریمهای بانکی SWIFT و مسدود شدن ۱۰۰ میلیارد دلار داراییها، تهاتر را ضروری کرده. چین، با نیاز به ۱۰ میلیون بشکه نفت روزانه برای رشد ۵ درصدی اقتصادش، از این سیستم برای تنوعبخشی به منابع انرژی استفاده میکند. آمار WSJ (۵ اکتبر ۲۰۲۵) حاکی از آن است که ۲۵ درصد واردات نفت چین از ایران تأمین میشود، که بدون تهاتر، قیمتها را ۱۵ درصد افزایش میداد.
تاریخچه نشان میدهد که تهاتر در دوران تحریمهای دهه ۱۹۸۰ نیز استفاده شده، اما نسخه فعلی با فناوریهای دیجیتال پیشرفتهتر است. در ۲۰۲۴، حجم صادرات نفت ایران ۱.۲ میلیون بشکه بود، اما در ۲۰۲۵ با اجرای سیستم مخفی، به ۱.۴۳ میلیون رسید. این رشد، ۱۵ درصد از GDP ایران را تشکیل میدهد.
تحریمهای آمریکا بر شرکتهای چینی مانند CNPC، پرداختهای مستقیم را مسدود کرد، اما تهاتر کالا به کالا این خلأ را پر نمود. ایران، با ذخایر ۱۵۷ میلیارد بشکه نفت، نمیتواند بازارهای سنتی را از دست بدهد، و چین با ابتکار "کمربند و جاده"، نفوذ خود را گسترش میدهد.
۳. نهادهای مسئول و فرآیند اجرای سیستم
شرکت ملی نفت چین (CNPC) و شرکتهای بیمه دولتی مانند PICC، نهادهای اصلی در سمت چینی هستند. این شرکتها، از طریق شبکههای پنهان و شرکتهای پوسته در هنگکنگ، معاملات را مدیریت میکنند. در سمت ایران، وزارت نفت و سازمان سرمایهگذاری خارجی (FIPPA) نظارت میکنند، اما اجرای عملی به پیمانکاران چینی مانند China Railway Construction واگذار شده.
فرآیند از شناسایی نفت خام در بنادر جنوبی ایران آغاز میشود. نفت با کشتیهای "شبح" (تحت پرچمهای ناشناس) به چین منتقل میشود، و ارزش آن (بر اساس قیمت برنت) به حساب netting off تخصیص مییابد. سپس، بودجه معادل برای پروژههای زیرساختی آزاد میشود، بدون انتقال ارز.
در ۵ اکتبر ۲۰۲۵، WSJ فرآیند را افشا کرد: بیمهگران چینی ریسک تحریمها را پوشش میدهند، و معاملات از طریق یوان دیجیتال تسویه میشود. وزارت خارجه ایران این را "همکاری استراتژیک" خوانده، در حالی که مقامات آمریکایی آن را "تحریمشکنی" میدانند.
اجرای سیستم از فوریه ۲۰۲۵ شدت گرفت، با تعهد ۸.۴ میلیارد دلاری جدید برای بنادر و راهآهن. هماهنگی بیننهادی، با جلسات محرمانه در پکن، پنهانکاری را تضمین میکند. این فرآیند، نمونهای از دیپلماسی اقتصادی در سایه تحریمهاست.
۴. جزئیات مکانیسم تهاتر مخفی
مکانیسم اصلی، barter مستقیم است: ایران نفت خام (مانند سبک سوراخ و سنگین سیرری) صادر میکند، و چین در مقابل، پروژههای زیرساختی مانند نیروگاههای خورشیدی و خطوط ریلی میسازد. ارزش معاملات بر اساس netting off محاسبه میشود؛ مثلاً ۱ میلیون بشکه نفت (ارزش ۷۰ میلیون دلار) معادل یک پروژه ۱۰۰ کیلومتری راهآهن است.
عدم استفاده از ارز، کلیدی است: به جای دلار، از یوان دیجیتال یا طلا برای تسویه داخلی استفاده میشود. کشتیها در مسیرهای غیرمستقیم (از خلیج فارس به دریای چین جنوبی) حرکت میکنند تا ردیابی را دشوار سازد. گزارش Al Arabiya (۶ اکتبر ۲۰۲۵) جزئیات را فاش کرد: چین ۹۰ درصد نفت را با تخفیف میخرد و ۱۰ درصد را برای "خدمات" نگه میدارد.
ابزارهای فنی شامل بلاکچین برای ردیابی و شرکتهای واسطه در دبی است. در ۲۰۲۵، بیش از ۵۰ پروژه زیرساختی، از جمله بندر مکران، با این سیستم تأمین مالی شده. مثال: مبادله ۵۰۰ هزار بشکه نفت برای ساخت پل خلیج فارس.
پنجم، بیمهگران چینی مانند Sinosure، ریسکهای تحریمی را پوشش میدهند و معاملات را "مشروط" میکنند. این جزئیات، سیستم را از افشاگریهای ماهوارهای (مانند Dryad Global) محافظت میکند.
برای مقایسه، جدولی ساده:
جنبه | بدون تهاتر (قبل ۲۰۱۸) | با تهاتر مخفی (۲۰۲۵) |
حجم صادرات نفت | ۲.۵ میلیون بشکه/روز | ۱.۴۳ میلیون (۹۰% به چین) |
پرداخت | دلاری/بانکی | نفت در مقابل زیرساخت |
ریسک تحریم | بالا (مسدودسازی) | پایین (شبکه پنهان) |
ارزش پروژهها | ۱۰ میلیارد دلار | ۲۵+ میلیارد دلار |
فناوری | سنتی | بلاکچین/یوان دیجیتال |
این تغییرات، مکانیسم را کارآمدتر کرده و تجارت را پایدار میسازد.
۵. دلایل و انگیزههای پشت سیستم
انگیزه اصلی ایران، حفظ درآمدهای نفتی بدون نقض تحریمهاست. با مسدود شدن ۱۰۰ میلیارد دلار داراییها، تهاتر ۴۰ میلیارد دلار درآمد در ۲۰۲۵ فراهم کرد. مقامات ایرانی مانند وزیر نفت، آن را "راهکار بومی" خواندهاند.
برای چین، دسترسی به نفت ارزان (با ۲۰% تخفیف) حیاتی است، در حالی که پروژههای زیرساختی نفوذ "کمربند و جاده" را افزایش میدهد. گزارش The Cradle (۶ اکتبر ۲۰۲۵) تأکید دارد که پکن ۲۵% انرژی خود را از ایران تأمین میکند، بدون وابستگی به غرب.
اجتناب از تحریمهای ثانویه آمریکا، عامل مشترک است. ایالات متحده در ۹ اکتبر ۲۰۲۵، ۱۰۰ نهاد چینی را تحریم کرد، اما سیستم پنهان ادامه یافت. تحلیل FDD نشان میدهد که این تهاتر، اکوسیستم تحریمشکنی را تقویت میکند.
در نهایت، منافع ژئوپلیتیک: ایران بلوک ضدغربی را محکم میکند، و چین خاورمیانه را اقتصادی تسخیر مینماید. این انگیزهها، سیستم را از یک ابزار موقت به استراتژی بلندمدت تبدیل کرده.
۶. پیامدها و تأثیرات بر روابط و اقتصاد
سیستم، صادرات نفت ایران را ۳۰ درصد افزایش داد و ۱۵ درصد GDP را تأمین کرد، در حالی که ۵۰ هزار شغل در پروژههای زیرساختی ایجاد نمود. برای چین، صرفهجویی ۵ میلیارد دلاری در واردات انرژی حاصل شد.
چالشها شامل ریسک تحریمهای بیشتر بر شرکتهای چینی (مانند Teapots refineries) و نوسانات قیمت نفت (از ۸۰ به ۹۰ دلار در ۲۰۲۵) است. علاوه بر این، وابستگی بیش از حد ایران به چین، تنوع بازارها را کاهش میدهد.
از نظر ژئوپلیتیک، این تهاتر محور شرقی را تقویت میکند؛ مثلاً ادغام با BRICS و صادرات فناوری موشکی (HQ-9) در نوامبر ۲۰۲۵. مثال عملی: پروژه بنادر چینی، تجارت منطقهای را ۲۰ درصد افزایش داد.
در کل، مزایا بر چالشها غلبه دارد، اما نظارت بینالمللی کلیدی است. این تأثیرات، اقتصاد دو کشور را مقاومتر میسازد.
۷. نتیجهگیری و پیشنهادها
سیستم مخفی تهاتر ایران-چین، با مبادله نفت در مقابل زیرساختها، تحریمی را به فرصتی استراتژیک تبدیل کرده. این مکانیسم، روابط دو کشور را عمیقتر و اقتصاد ایران را نجات داده، در حالی که نفوذ چین را گسترش میدهد.
پیشنهاد اول، گسترش به ارزهای دیجیتال مانند CBDC برای شفافیت بیشتر است. سرمایهگذاری در فناوری ردیابی، ریسکها را کاهش میدهد.
دوم، تنوع شرکا (مانند روسیه) برای کاهش وابستگی ضروری است. آموزش مدیران پروژه، اجرای را بهبود میبخشد.
سوم، دیپلماسی برای مذاکره تحریمها، آینده را تضمین میکند. چشمانداز، تهاتر را به مدل جهانی در جهان چندقطبی تبدیل مینماید.
هیچ نظری وجود ندارد.



